عبدالله مستوفى
191
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
سطحه و آنها كه خارج شده بودند ، در كنار پل پا سفت كرده ايستادند . چند دقيقهاى گذشت ، پاركر مجددا آمد ، همه چيز حاضر شده بود ، شنلها را رها كرده از جلد خارج شديم و از اطاق بيرون آمديم . از ده قدم مانده به پلكان مخصوصى كه تازه بستهاند و تمام پلكان و چند ذرعى از ساحل ، با كنارههاى قالى نقش فرنگى فرش بود . از پلهها بالا رفته به مجرد قدم گذاشتن به خاك انگلستان ، طبل شروع بصدا كرد ، فرمان خبردار افسر گارد افتخار بلند شد ، مستقيما بسر صف گارد رفتيم ، سفير كبير در جلو افسر ايستادند ، افسر با شمشير كوتاهى كه داشت سلام داد ، سر بيرق بزرگ گارد را براى احترام طورى خم كرده بودند كه پردهء آن روى زمين فرش بود . از مقابل صف اول در حال سلام كه ميگذشتيم ، خيلى احتياط بجاآورديم كه پاى ما به آن اصابت نكند ، تا آخر صف اول رفته ، پيچ خورده وارد دالان ميان دو صف شده و از همانجا كه شروع كرده بوديم سردرآورديم . جناب سفير كبير در جلو افسر گارد ايستاده از او احوالپرسى و از زحمت افراد تشكر كرد . افسر با تكان دادن شمشيرش تشكر و احترام نظامى به عمل آورد . مردم دوور كه از آمدن سفير كبير و تشريفات مسبوق شدهاند ، دستهدسته ميرسند و جمعيت تماشاچى آنبآن زيادتر مىشود . بهرحال مسيو پاركر ما را به سمت ترن كه حاضر بود راهنمائى كرد ، فاصلهء بين ساحل و ايستگاه ترن كه بىديوار و حائل بود ، پر از جمعيت شد و همين كه ما بواگن سالن نشستيم ، نزديك واگن ازدحام كردند . من در اينجا حس كردم كه ملت انگليس واقعا خود بر خود حكومت مىكند ، اين مردم با اينكه ما را هيچ نديدهاند ، چون ما را مهمان دولت و دولت را از خود ميدانند ، چنان از ورود ما اظهار شعف و خوشحالى ميكنند كه گوئى با ما سابقهء ممتدى در الفت و آشنائى دارند . البته لازمهء اينقدر توجه عمومى اظهار تشكر است ، مشير الملك از پنجرهء خود و من و آقاى صفاء الممالك از پنجرههاى خود ، هريك تا ميتوانيم تشكر ميكنيم . حتى بچهها در بغل مادرها ، لبهاى گلگون خود را بتبسم مىگشودند و دندانهاى ظريف كوچك خود را نمايان ميكردند ، تا ترن حركت كرد و ما توانستيم بدور ميزى كه در واگن سالن گذاشته بودند جمع شده بنشينيم . تفاوت اين پذيرائى گرم ملى با پذيرائى فرمايشى مأمورين و افسران روسى كه شايد اكثر باميد گرفتن نشان استقبال ميكردند ، همان تفاوت از زمين تا آسمان است . راهآهن از كاله بدوور در سرعت سير از ترن كلنى بكاله هم بالاتر است ، ساعتى صد كيلو متر طى مىكند . طرفين راه تمام مزارع پيچك آب جو ( هوبلن ) است ، در بعضى قطعات ديوار - دار لانههاى قرقاول هم ديده مىشود « 1 » كه اهلى كرده مثل مرغ خانگى از آن استفاده مينمايند . از دو سه تونل كه يكى از آنها نسبة طولانى هم بود ، گذشته و بالاخره وارد ايستگاه ويكتوريا شديم . در آنجا ژنرال اسليد ، ژنرال سويت پادشاه انگلستان كه از طرف اعليحضرت پادشاه
--> ( 1 ) - نگاهداشتن قرقاول اهلى در ايران مرسوم نيست . در اروپا يكى از طيور مرغدانيها قرقاول است . من چون اول دفعه بود كه به اين موضوع برخورد كرده بودم ، باينجهت طرف توجه من واقع شد .